ناصر الدين شاه قاجار
52
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
تالار ، دو رو همه چيزش خوب است . اما چون عمارت رو به مغرب است از چهار ساعت به غروب مانده ، الى غروب ، آفتاب توى تالار است . آقا يعقوب اينجا برادرى داشته است به ديدن او آمده بوده است . ملاحظه شد . كربلا مىآيد . محمد تقى خان گشاد امروز ملاحظه شد . به ده سوزمانىها كه بالا برناج بود رفته است . هرزگى كرده است . پسرش را هم آورده است . كيومرث ميرزا شوهر عزيز الدوله ، در سر جندهبازى در تهران با زنش حرفش شده ، با سه سوار گريخته است . به چارپارى آمده ، از اردوى ما گذشته ، به عتبات عاليات رفته است . خيلى عجيب حكايتى است . شب را زنها بودند آنطرف قراسو آتشبازى خوبى عماد الدوله كرده بود . اما دودش به عمارت آمد با سينه درد مزيد كسالت شد بعد خوابيدم . . . enis روز پنجشنبه دوم [ شهر شعبان ] امروز بسيار كسل بودم سرما سرما شد سرم ، درد كرد . زبانبار داشت . يبوست زيادى بود . قدرى دراز كشيدم گربهها پيشم بودند . بازى كردند . اما زياد به بطالت و كسالت ، گذشت . عصرى زعفران باجى دو دست اماله « 1 » كرد دفعه اوّل امالهء فرنگى ضايع بود آبها ريخت اوقاتم تلخ شد تا بردند آقا ابراهيم ، درست كرد آوردند ، زياد كج خلق شدم . خلاصه اماله شد انشاء الله رفع همه كسالات به حرمت سيد الشهداء عليه السلام خواهد شد . پيشخدمتها و . . . بودند عصرى كه مىخواستم اماله كنم ببرى خان يك مرغ قشنگى گرفت ، آورد به بچههايش داد . شب را بسيار بد خوابيدم از تلگراف تهران به طولوزون نوشته بودند : « بدوان » فرانسوى « 2 » باغبان ميدان و موسيو هنيره پيانوزن هردو مردهاند . ديشب گفتند گلوى شمس الدوله را باد گرفته است [ 296 ] روز جمعه سوم [ شهر شعبان ] در منزل مانديم اماله يا نمك و . . . كرديم ، محمد على خان امالهها كرد يك بار صبح ، يكى عصر ، الحمد الله تعالى احوالم بهتر است . ماء الشعير « 3 » هم خورده شد . پيشخدمتها و . . . بودند به بطالت گذشت . هوا ابر خوبى كرد . اما باد نحس زيادى آمد . نگذاشت ببارد . از رودخانه قرهسو ماهى گرفته آوردند . ديدم بسيار ماهى بدتركيب كثيفى است . بزرگ هم بودند . نبايد مأكول باشد . حاجى ميرزا على مىگفت : از
--> ( 1 ) . اصل عماله : تنقيه با داروهاى مختلف براى رفع يبوست مزاج . ( 2 ) . اصل : فرانسه . ( 3 ) . شربتى بود كه از خيساندن جو براى بيماران تهيه مىكردند .